#یک_هفته_قبل #امیر داغون و بریده از همه چی دنبال این بودم اثبات کنم که من هیچ غلطی نکردم من به هانیه خیانت نکردم به قیافه ای پر از درد برگشتم خونه مادرم و مریم نشسته بودن خوشحال تر از قبل با تنفر به مریم خیره شدم خدا بگم چیکارت نکنه وارد اتاقم شدم و از پنجره به خونه دلبرکم نگاه کردم قرار بود از اینجا بره برای همیشه این بهتر بود چون چشم تو چشم شدن با ابن دختر برام عذاب داشت هانیه توی پنجره با رنگ و روی پرید ایستاده بود و زل زده بود به اسمون یهو متوجه شدم که منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

بتا4 گروه صنعتی نوین بتون FireWolf Darkhsasti 99 کاسه تبتی دانلود فایل آسیاروید | asiaroid