*پارت24 *هانیه با اخم به خودش وقاحتش نگاه کردم پوست کلفت تر از اینا شده بودم حق نداشت دیگه بهم اسیب بزنه محکم مصمم گفتم -میخوام ازدواج کنم توام حق نداری جلومو بگیری با مکث تو چشام نگاه کرد بازم خوی وحشی گریش بود که غلبه کرد با صدای کرکننده ای گفت +تووووو غلللطططط میکنییییی هانیههههه بخداا قسممم همههه جاااا جاررر میزنممم که زنم شدی -خیلی نامردی +برو پایین مریمو طلاق میدم مگه نمیخوای ازدواج کنی خودم میگیرمت با صدای بغض الود و ضعیفم گفتم -اینکارو کنی قول میدم منبع
درباره این سایت