#هانیه روی رگال مانتو اسپرت کرم رنگمو برداشتم روی شلوار مشکیم پوشیدم مقنعه امو بلند کردم و سرم کردم موهای بلند قهوه ای بافته بودم توی اینه به خودم نگاه کردم اروم نفس کشیدم از خونه بیرون زدم منتظر اسنپ بودم کخ ماشینی جلوی پام وایساد سرمو بالا اوررم با دیدن صورت رو به روم شکه بهش نگاه کردم امیر. ناخوداگاه نگاهم پر نفرت بغض شد با قیافه ترسناک و غضب ناکش اشاره کرد سوار شم _نمیخوام _ببین تا جار نزدمم چیکار کردی سوار شو ابروی خودمم مهم نیست ترسیده نگاش کردم نگاه کردم منبع
درباره این سایت